اراد جون دنیا اومد
سلام دوستهای عزیزم 
از دیشب نتونستم بخوابم
همش داشتم انتظار امروز صبح رو میکشیدم 
احسان امروز رو مرخصی گرفت و با متین وسامان راهی تهران شدیم
متین و سامان تو اکباتان کلاس موسیقی داشتن و اونها رو پیاده کردیم و نگین تماس گرفت گفت که اراد جون دنیا اومده و کپی امیر داداشم هست 
یه دسته گل خریدم و راهی بیمارستان لاله تو شهرک غرب شدیم و و نگهبانی راه نمیداد با وجود اینکه اتاق خصوصی بود ولی نمیزاشتن که برم بالا بالاخره با خواهش رفتم دیدن اراد و مامانش خیلی بامزه بود همین که رسیدم بغلش کردم حیف که نزاشتن رادوین رو بیارم بالا
و بعد متین هم به ما پیوست و اومد بالا .
تا ساعت 3 اونجا بودیم و بعد رفتیم میدون محسنی یه گشت و گزاری زدیم
بعد رفتیم خیابون نفت خواهری شوهری نمایشگاه سفال و ..... داشتن خیلی از وسایلهاشون خوشم اومد و چند تا تیکه رو گلچین کردم که بخرم و یکی از اتاق خوابها رو برداریم سنتی کار کنیم . وتا 8 پیش اونا بودیم .و سامان هم اومد پیش ما . و دیگه رادوین خسته شده بود و کلی تو ماشین غر زد و من هم دیگه از کته کول افتاده بود و الان تازه رسیدم خونه و خیلی خسته هستم ولی دلم برای اراد تنگ شده
اولین باری هست که عمه میشم فکر نمیکردم که اینقدر خوب باشه ولی هنوز خاله نشدم
فردا ظهر بهاره جون رو مرخص میکننو میان قزوین .
و اما عمه خانم بزرگ که خودم باشم .



یه سری از عکسها رو هم با تبلت گرفتم که سر فرصت میام میزارم بایییییییییییییی


اراد جون دنیا اومد
